زمان باقی مانده تا
10:23:23

  فروشگاه اینترنتی پخش زنده گالری تصاویر آرشیو پرسش و پاسخ بانك صوت کتابخانه ارتباط با ما صفحه اصلي
  چهار شنبه  21 آذر 1398 - الأربعاء  14 ربيع الآخر  1441 - Wednes  11 Dec 2019
منوی سایت    
کتابخانه متقین    
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
گالری تصاویر    
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
صفحه اصلی   آرشيو  > اخلاق و اجتماع > نور ملکوت روزه و تاثیر آن برحصول ملکه تقوی 3

نور ملکوت روزه و تاثیر آن برحصول ملکه تقوی 3


_______________________________________________________________

هو العليم

  مجلس سوّم: خداوند با برداشتن وجوب روزه از مریض و مسافر

        او را در سعه و راحتی قرار داده است

تفسیر آیه:

یا ایها الذین امنوا کتب علیکم الصیام

 کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون.

حضرت علامه آیت الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی

_______________________________________________________________

 دانلود فایل پی دی اف  دانلود پی دی اف موبایل

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

و الصّلاة علی محمّد و آله الطّاهرین

و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدّین

 

(يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ كَما كُتِبَ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ‏ * أَيَّاماً مَعْدُوداتٍ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّة مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذينَ يُطيقُونَهُ فِدْيَة طَعامُ مِسْكينٍ فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون‏).[1]

روزه‌ای که بر شما مؤمنین واجب شده است در روزهای قلیلی است که به شمارش درمی‌آید؛ چون معدودة به معنی کم استعمال می‌شود، مانند قوله تعالی: (وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُوا فِيهِ مِنَ الزَّاهِدِين)،[2] یا آنکه روزهای روزه محصور و مضبوط است و به عدد معلومی معیّن گردیده است. پس هر کس از شما مریض باشد، بطوری که روزه برای او ضرر داشته باشد، یا آنکه روزه برای او متعسّر باشد (به دلیل آنکه بعد از این فرماید: (ولا يريد بكم العسر[3])  بر او واجبست که روزۀ خود را بخورد و به تعداد ایّامی که افطار نموده است از روزهای دیگر قضا بجای آورد.

این آیه دلالت دارد بر وجوب افطار نسبت به مریض و مسافر؛ و در روایات بسیاری از ائمّه علیهم السّلام روایت شده است که:

الصّائِمُ فی السَّفَرِ فی شَهرِ رَمَضانَ کَالمُفطِرِ [فِیهِ] فی الحَضَرِ.[4]

و نظیر این را عبدالرحمن بن عَوْف از حضرت رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده که:

قال رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم: الصَّائِمُ فِی السَّفَرِ کَالمُفْطِرِ فِی الحَضَرِ

الصّائِمُ فی السَّفَرِ کَالمُفطِرِ فی الحَضَرِ.[5]

و عیّاشی مرفوعاً از محمّد بن مسلم عن حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده است که إنّه قال:

لَم یَکُنْ رَسولُ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَّم یَصُومُ فی السَّفَرِ تَطَوُّعًا و لا فَرِیضَةً یُکَذِّبونَ عَلَی رَسولِ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ و سَلّم نَزَلَتْ هَذِهِ الآیَةُ و رَسولُ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ و سَلّم بِکُرَاعِ الغَمیمِ عِندَ صلاةِ الفَجرِ فَدَعَا رَسُولُ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَّم بِإناءٍ فیه فَشَرِبَ و أمَرَ النّاسَ أنْ یُفطِرُوا؛ فَقالَ قَومٌ: قَد تَوَجَّهَ النّهَارُ و لَو صُمنَا یَومَنا هَذا، فَسَمّاهُمْ رَسُولُ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَّم العُصاةَ فَلَم یَزالُوا یُسَمَّونَ بِذلِکَ الإسْمِ حَتَّی قُبِضَ رَسُولُ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَّم.[6]

بنابراین عامّه که مریض و مسافر را مخیّر می‌دانند بین افطار و کفّاره و بین صوم، و در آیه تقدیر می‌کنند که ( فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ {فأفطر} فَعِدَّة مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ) بلا وجه است. و بر عهدۀ آن کسانی که روزه برای آنان مشقّت دارد و رنج بسیار بطوری که در تعب می‌افتند و برای اتمام روزه باید تمام قدرت و طاقت خود را مصرف کنند روزه واجب نیست؛ آنان می‌توانند روزۀ خود را افطار کنند و به عوض آن یک مسکین را طعام دهند.

در این فقره از آیۀ مبارکه وَعَلَى الَّذينَ يُطيقُونَهُ فِدْيَة طَعامُ مِسْكينٍ کلام بسیار است، و هر دسته آنرا به قسمی معنی و تأویل کرده‌اند؛ لکن معنای حق همانست که ذکر شد. چون طاقت به معنی قدرت و قوّت است، و طاقَ یَطوق طَوقًا و طاقَةً و أطاق إطاقةً به معنی إعمال قوّت و تمام قدرت است. و بنابراین این آیه می‌رساند که روزه واجبست بر افرادی که برای آنان روزه ایجاد حَرَج و تعب نمی‌کند، امّا آن کسانی که برای اتمام روزه باید تمام قوا و طاقت خود را مصرف کنند بطوریکه برای آنان طاقت بیشتری نیست (مانند شیخ و شیخه و ذوالعطاش و حامل مُقرب و مُرضعۀ قلیلى اللبن، و بطور کلّی هر کس که بواسطۀ روزه از حال می‌رود و طاقتش تمام می‌شود و در پایان روز به عسر و حَرَج می‌افتد و دیگر قوّتی برای او نمی‌ماند) بر آنان روزه واجب نیست.

علاوه می‌دانیم که تکلیف متوقف بر إعمال تمام قدرت نیست، بلکه متوقف بر وُسع است، و کریمۀ (لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلا وُسْعَهَا) ،[7] و کریمۀ ( وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ)،[8] و همین فقره که ذکر می‌شود بعداً   ييُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْر)َ [9] مشخِّص و معیِّن آیۀ مورد کلام است. بنابراین این چنین افراد می‌توانند روزۀ خود را بخورند و یک مسکین را اطعام کنند (که یک مدّ از طعام ‌باشد) و اگر طعام را طعام بهتری انتخاب کنند یا آنکه به بیشتر از یک مسکین طعام بدهند ـ که هر دو معنی در تحت عنوان (فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَهُوَ خَيْرٌ لَه)  قرار می‌گردد ـ برای آنان بهتر خواهد بود. ولی در عین حال باید دانست که وجوب افطار راجع به خصوص مریض و مسافر است، و امّا این قبیل افرادی که روزه برای آنان ضرری ندارد لکن متعسّر است روزه بر آنان واجب نیست بلکه طبق آیۀ مبارکه مخیّرند بین افطار و کفّاره و بین روزه، و اگر هم شقّ دوّم یعنی روزه را اختیار کنند (وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون) برای آنان بهتر است.

((شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) [10]

این ایّام معلومه یا ایام قلیلۀ معدوده ایّام ماه رمضانست که ماه مبارکی است؛ چون قرآن مجید در این ماه در لیلى القدر یک دفعه بر آسمان دنیا و بر قلب مبارک پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم بطور اجمال و إحکام نه بطور تفصیل نازل شده است، و البته تفصیل آن تدریجاً در مدت بیست و سه سال نازل شده است. و روی شرف و عظمت این ماه خدا بر امّت پیغمبر تفضّل فرموده، و آنها را بواسطۀ ایجاب صوم به مقام طهارت و تجرّد دعوت فرموده است. این کتاب هدایت کنندۀ مردمان به اعمال خیر و صفات فاضله و ملکات حمیده و عقائد حقّه و دور کنندۀ آنهاست از تمام اقسام ضلالت که در مرتبۀ ضدّ این انواع هدایت قرار دارد. و علاوه در این کتاب ادلّه و براهینی است بر سلوک طریق حق از ذکر حالات انبیاء سلف و شرائع و اخبار آنها. و این کتاب فرقان است که ممیّز بین حقّ و باطل است. پس برای تأکید و تثبیت وجوب افطار نسبت به مسافر و مریض فقرۀ سابقه در آیۀ قبل را تکرار نموده است که: ای مردم هر کس از شما در جای خود حاضر باشد و در این ماه مسافرت و غیبتی ننماید باید روزه بگیرد، و کسی که مریض باشد و یا در سفر، باید به تعداد روزه‌های افطار شده در روزهای بعد از رمضان قضا کند.
و فی «الکافی» عَن الصّادقِ علیه السّلام قالَ: ققالَ رَسولُ اللهِ صَلّی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَّم إنَّ اللهَ عَزّوجَلَّ تَصَدَّقَ عَلَی مَرْضَی اُمَّتِی و مُسافِریها بِالتَّقصیرِ و الإفْطارِ أ یَسُرُّ أحَدَکُمْ إذا تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ أنْ تُرَدَّ عَلَیهِ
.[11]

و فی «الخِصالِ» عَن النّبیّ صَلّی الله عَلَیه و آله:  إنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالَی أهْدَی إلَیَّ و إلَی اُمَّتِی هَدِیَّةً لَم یُهدِهَا إلَی أحَدٍ مِنَ الاُمَمِ کَرامَةً مِنَ اللهِ لَنا. قالُوا: و ما ذاکَ یا رَسولَ اللهِ؟ قالَ: الإفطارُ فی السَّفَرِ و التَّقصِیرُ فی الصّلاةِ، فَمَنْ لَم یَفعَلْ ذلِکَ فَقَد رَدَّ عَلَی اللهِ عَزّوجَلَّ هَدِیَّتَهُ.[12] 

بیان علّت وجوب افطار برای اصحاب مرض و سفر

پس از آن خداوند علّت این وجوب افطار را برای اصحاب مرض و سفر بیان می‌کند که: خدا همیشه می‌خواهد شما را در سعه و راحتی بگذارد نه در مشقّت و تعسّر اندازد. و از طرفی برای آنکه این فائدۀ مهم بطور کلّی از دست نرود قضا را واجب گردانیده که آن ایّام افطار شده را بواسطۀ قضا تکمیل کنید، و بر این نعمت بزرگ که ایجاب روزه در ماه رمضان، و تخفیف آن نسبت به اصحاب حَرَج، و برداشتن روزه از مریض و مسافر، خدا را تکبیر بگوئید و بر این هدایت عظیم نام او را به بلندی و عظمت یاد کنید شاید که شما از سپاسگزاران بوده باشید.

( أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَائِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللَّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتَانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنْكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُوا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَكُلُوا وَاشْرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْلِ وَلا تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنْتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ فَلا تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ).[13]

در صدر اسلام قبل از نزول این آیۀ مبارکه، هنگام شب اگر کسی می‌خوابید دیگر حقّ غذا خوردن نداشت، و بعد از نوم باید نیّت صوم داشته باشد تا لیلۀ آتیه؛ و از طرف دیگر جماع با زنان در شبها مانند روزها حرام بود و مسلمین حقّ آمیزش نداشتند. بنا به روایت[14] علی بن ابراهیم عن أبیه مرفوعاً إلی أبی‌عبدالله علیه السّلام: یکی از اصحاب رسول خدا که او را مُطعِم بن جُبَیر[15] می‌گفتند (برادر عبدالله بن جُبیر که پیغمبر او را در دهانۀ شِعب کوه اُحد قرار داد با پنجاه تن، و اصحاب او تمرّد کرده و رو به جنگ نهادند و عبدالله با دوازده تن باقیماند و همه کشته شدند) و پیر مردی نحیف شده بود و با پیغمبر در غزوۀ خندق مشغول حفر خندق بود، چون روزه دار بود و به منزل آمد عیالش قدری غذا دیر آورد و او را خواب ربود، قبل از آنکه افطار کند چون بیدار شد به اهلش گفت حرامست بر من دیگر چیزی بخورم در این شب، چون صبح شد و برای حفر خندق حاضر شد بیهوش افتاد، حضرت رسول او را دیدند و بر حال او رقّت کردند؛ و از طرفی دیگر بعضی از جوانان مخفیانه در شب نکاح کرده و مخفی می‌داشتند. و بعضی گفته‌اند که این جوان که بعضی او را قِیس بن صِرْمَه گویند نکاح نکرده بود لکن پیش پیغمبر آمد و گفت: تمام روز را در نخلستان کار کردم تا شب فرا رسید، روی به منزل نهادم و نزد عیالم رفتم تا غذا بیاورد قدری کندی نمود خواب مرا درگرفت، چون مرا بیدار کردند دیگر خوردن بر من حرام بود؛ و آن روز که روزه را به پایان رسانیدم مشقّت و تعبی هر چه تمامتر مرا از پای درآورده بود. پس عمر گفت: یا رسول الله! من از شما معذرت می‌طلبم از مثل کاری که این جوان کرد، من نیز بعد از آنکه نماز عشاء بجای آوردم پیش عیال خود رفتم و با او درآویختم و آمیزش کردم؛ و مردانی نیز به مثل اعتراف او اعتراف کردند، در این هنگام این آیۀ مبارکه نازل شد که:

«ای مردم! در شبی که فردای آنرا روزه دارید حلال شد برای شما جماع با زنان؛ ایشان حکم لباس شما را دارند و ساتر عورات شما هستند، و شما نیز حکم لباس آنان را دارید و ساتر عورات آنان هستید؛ خدا می‌داند که شما در این آمیزش با زنان در شبهای روزه با نفسهای خود خیانت ورزیدید، ولی از تقصیر شما گذشت و شما را عفو کرد؛ از این به بعد در شبها با آنها آمیزش کنید و از آنچه خدا برای شما مقدّر کرده از تمتّعات حلال یا اولاد بهره‌برداری نموده، و دنبال کنید و بخورید و بیاشامید در شب تا وقتی که خیط و ریسمان سفید صبح از خیط و ریسمان شب جدا گردد و سفیدۀ صبح عرض افق را فراگیرد، چون سپیدۀ صبح صادق به عرض افق دمید و این سپیدی از سیاهی شب مشخّص و مبیّن گردید دیگر روزه بدارید تا هنگام شب.»
در «مجمع البیان» آورده که روایت شده:

متوجّه نشدن عدیّ بن حاتم معنی خیط أبیض و أسود را در آیه

أنَّ عَدِیَّ بنَ حاتَمَ قالَ لِلنّبیِّ: إنِّی وَضَعتُ خَیطَینِ مِن شَعرٍ أبْیَضَ و أسْوَدَ فَکُنتُ أنظُرُ فِیهِما فَلا یَتَبَیَّنُ لِی. فَضَحِکَ رَسولُ اللهِ حَتّی بَدَتْ [رُؤیَت] نِواجِذُهُ؛ ثُمّ قالَ: یا بنَ حاتَمَ! إنَّما ذلکَ بَیاضٌ النَّهارِ و سَوادُ اللّیلِ، فَابتِداءُ ‌الصّومِ مِن هَذا الوَقتِ.[16]

«و با زنان در مساجد که معتکفید مباشرت نکنید؛ این حدود خداست که چیزهایی را حلال نموده و برای اوقات خود حدودی قرار داده خود را به این حدود نزدیک مکنید! خداوند آیات خود را برای مردم بیان می‌کند و روشن می‌گرداند، شاید ایشان به مرحلۀ ‌تقوی قدمی گذارند و از متّقین گردند
همانطور که ملاحظه می‌شود خداوند تتمّۀ آیات روزه را نیز برای حصول ملکۀ تقوی ختم می‌فرماید، و همانطور که سابقاً ذکر شد با تقوی تمام گره‌ها گشوده می‌شود؛ لذا در قرآن مجید است: (
وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ وَإِنَّهَا لَكَبِيرَةٌ إِلا عَلَى الْخَاشِعِينَ)[17] ">الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ.)[18] و همچنین در آیه  از همین سوره می‌فرماید: ( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ ) .[19]

لذا دأب اصحاب و ائمّه بر این بوده است که برای رفع مهمّات و قضاء حوائج به نماز و روزه که مطابق روایات، همان صبر و صلاى است متوسّل می‌شدند. در کتب اخبار ابوابی برای قضاء حوائج که مترتّب بر روزه‌ها و نمازهای مستحبی است باز نموده‌اند.
ددر تفسیر «مجمع البیان»[20] آورده است که خاصّ و عام روایت نموده‌اند که سورۀ «هل أتی» از قوله تعالی: (إنَّ الأَبْرَارَ يَشْرَبُونَ)/ [21] إلی قوله تعالی:">(وَكَانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُورا) ،[22] دربارۀ ‌علی و فاطمه و حسن و حسین و کنیز آنها که نامش فضّه بود نازل شده است. و مجمل قصّه آنکه: حسنین علیهما السّلام مریض شدند، جدّشان رسول اکرم و وجوه عرب به عیادت آمدند و گفتند به أمیرالمؤمنین: یا أبَا الحَسَنِ! لَو نَذَرتَ عَلَی وَلَدَیک. حضرت نذر فرمود که اگر خدا شفا دهد آنان را سه روز روزه بگیرد، و همچنین فاطمه نذر کرد، و همچنین فضّه نذر کرد و آنها خوب شدند و شفا یافتند درحالیکه از خوراک در نزد آنان هیچ نبود. حضرت امیر سه من جو از یهودی قرض کرد ـ و در روایت دیگر تا آنکه برای او پشم ببافد ـ جو را نزد فاطمه آورد، یک منِ آن را آسیا کرد و نان پخت، و هنگامی که نماز مغرب را بجای آوردند نان را در پیش آنان گذارد که ناگهان مسکینی درب خانه آواز برآورد:

االسّلامُ عَلَیکُم یا أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ! أنا مِسکِینٌ مِن مَساکینِ المُسلِمینَ أطْعِمُونِی مِمّا تَأکُلُونَ أطعَمَکُمُ اللهُ عَلَی مَوَائِدِ الجَنَّةِ.[23]

نزول آیاتی از سورۀ «هل أتی» در شأن حضرت أمیرالمؤمنین و اهل بیت گرامیش علیهم السّلام

علیّ سهمیۀ خود را داد، و فاطمه داد و فضّه نیز داد، چیزی نخوردند مگر آب؛ و در بعضی از روایات حسنین نیز چیزی نخوردند و دادند. چون روز دوّم شد فاطمه یک من از جو برداشت، آرد و خمیر نموده نان پخت و شبانگاه نزد علیّ گذارد.
فَإذًا یَتیمٌ بِالبابِ یَستَطعِمُ و یَقولُ: االسّلامُ عَلَیکُم یا أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ! أنا یَتیمٌ مِن یَتامَی المُسلِمِینَ أطعِمُونِی أطعَمَکُمُ اللهُ عَلَی مَوائِدِ الجَنَّةِ
.[24]

همگی نانهای خود را بدان یتیم سپردند،b> فلَم یَذوقُوا إلاَّ المَاء.[[25] چون روز سوّم فرا رسید بقیّه را حضرت فاطمه علیها السّلام آرد نموده نان پخت، هنگام شب اسیری به پشت در آمد و فریاد برداشت:
أنا أسِیرٌ مِن اُسَرَاءِ المُشرِکینَ، السّلامُ عَلَیکُم یَا أهلَ بَیتِ مُحَمَّدٍ! تَأسِرُونَنا و تَشُدُّونَنا و لا تُطعِمُونَنا
.[26]

همگی سهام خود را از قرصهای جو دادند و چیزی جز آب نچشیدند.
چون روز چهارم رسید و نذرهای خود را ادا کرده بود، حضرت أمیرالمؤمنین به خدمت رسول اکرم آمد و با خود حسن و حسین را بردند؛ و در آن دو نور دیده اثر ضعف بود، پس پیغمبر گریه کرد و جبرائیل سورۀ هل أتی نازل فرمود دربارۀ آنها.[27]

عجبی نیست از نزول این سوره دربارۀ اهل بیت از أمیرالمؤمنین و فاطمه و حسنین؛ عجب از نزول اوست دربارۀ‌/span> فضّۀ خادمه، زیرا این سوره دربارۀ جمیع آنان نازل شده است. آری کسی که در اثر تقوی و تبعیّت از اعمال آنان بدنبال آن بزرگواران حرکت کند چگونه جزء آنان نگردد؛ خداوند در قرآن مجید سگ اصحاب کهف را جزء آنان شمرده، در جائی که فرماید: (سَيَقُولُونَ ثَلاثَةٌ رَابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ وَيَقُولُونَ خَمْسَةٌ سَادِسُهُمْ كَلْبُهُمْ رَجْمًا بِالْغَيْبِ وَيَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَثَامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ قُلْ رَبِّي أَعْلَمُ بِعِدَّتِهِمْ مَا يَعْلَمُهُمْ إِلا قَلِيلٌ فَلا تُمَارِ فِيهِمْ إِلا مِرَاءً ظَاهِرًا وَلا تَسْتَفْتِ فِيهِمْ مِنْهُمْ أَحَدًا) [28] چگونه فضّه جزء آن خاندان نگردد، همچنان که سلمان فارسی جزء آنان شد
بنا به روایت شیخ حافظ رجب بُرسی فضّه دختر پادشاه هند بود، و در نزد او ذخیره‌ای از اِکسیر بود؛ چون به خانۀ زهراء آمد آنجا را خالی از متاع دنیوی یافت و غیر از یک شمشیر و درع و یک آسیا چیزی نبود. فضّه قدری مس برداشته و او را نرم کرد و از آن اکسیر به او زد و به صورت شمش طلائی درآورد، چون أمیرالمؤمنین به خانه آمد آن شمش را نزد حضرت گذارد؛ حضرت فرمودند:

أأحسَنتِ یا فِضَّةُ! لَکِن لَو أذَبْتِ الجَسَدَ لَکانَ الصَّبغُ أعلَی و القِیمَةُ أغلَی. فَقالَتْ: یا سَیِّدِی! تَعرِفُ هَذا العِلمَ؟ قالَ: نَعَم! و هَذا الطِّفلُ یَعرِفُهُ، و أشارَ إلَی الحُسَینِ [عَلَیهِ السَّلامُ]، فَجاءَ و قالَ کَما قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ [عَلَیهِ السَّلامُ]. فَقالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ [عَلَیهِ السَّلامُ]: نَحنُ نَعرِفُ أعظَمَ مِن هَذا؛ ثُمَّ أومَأ بِیَدِهِ فَإذا عُنُقٌ مِن ذَهَبٍ و کُنُوزِ الأرضِ سائِرَةٌ. ثُمَّ قالَ: ضَعِیها مَعَ أخَواتِها! فَوَضَعَتها فَسارَتْ.[29]

فضّه طبق روایت مجلسی[30] بیست سال به غیر از قرآن تکلّم ننمود، فضّه از کسانی است که فاطمه وصیّت فرمود که در جنازه‌اش حضور یابد و در تجهیز او کمک کند.

روضۀ حضرت زهراء سلام الله علیها

قالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ [عَلَیه السَّلامُ]: ... أخَذَتْ عَلَیَّ فاطمةُ‌ علیها السلام عَهدَ اللهِ و رَسولِهِ أنَّها إذا تَوَفَّتْ لا اُعلِمُ أحَدًا إلاّ اُمَّ سَلَمَةَ زَوجَ رَسولِ اللهِ [صَلَّی اللهُ عَلَیهِ و آلِه و سَلَّمَ] و اُمَّ أیمَنَ و فِضَّةَ، و مِنَ الرِّجالِ ابْنَیها و عَبدَاللهِ بنَ عَبَّاسٍ و سَلمانَ الفارِسِیَّ و عَمّارَ بنَ یاسِرٍ و المِقدادَ و أباذَرٍّ و حُذَیفَة.[31]

لذا چون أمیرالمؤمنین فاطمه را غسل می‌داد، فضّه کمک می‌کرد.
قالَ أمیرُالمؤمنین عَلیهِ السّلام: فَلَمّا هَمَمتُ أن أعقِدَ الرِّداءَ نادَیتُ: یا اُمَّ کُلثُومٍ، یا زَینَبُ، یا سُکَینَةُ، یا فِضَّةُ، یا حَسَنُ، یا حُسَینُ! هَلُمُّوا تَزَوَّدُوا مِن اُمِّکُم فَهَذا الفِراقُ و اللِّقاءُ فی الجَنَّةِ!

فَأقبَلَ الحَسَنُ و الحُسَینُ علیهما السلام و هُما یُنادِیانِ: وا حَسرَتاه! لا تَنطَفِئُ أبَدًا مِن فَقدِ جَدِّنا مُحَمَّدٍ المُصطَفَی و اُمِّنا فاطِمَةَ الزَّهراءِ؛ یا اُمَّ الحَسَنِ، یا اُمَّ الحُسَینِ! إذا لَقِیتِ جَدَّنا مُحَمَّدًا المُصطَفَی فَأقرِئِیهِ مِنّا السَّلامَ و قُولِی لَهُ إنّا قَد بَقِینا بَعدَکَ یَتِیمَینِ فِی دارِ الدُّنیا.

فَقالَ أمِیرُالمُؤمِنِینَ علیه السّلام: إنِّی اُشهِدُ اللهَ أنَّها قَد حَنَّتْ و أنَّتْ و مَدَّتْ یَدَیها و ضَمَّتهُما إلَی صَدرِها مَلِیًّا و إذًا بِهاتِفٍ مِنَ السَّماءِ یُنادِی: یا أبا الحَسَنِ! ارفَعهُما عَنها، فَلَقَد أبکَیا [وَ اللهِ] مَلائِکَةَ السَّماواتِ، فَقَدِ اشتاقَ الحَبِیبُ إلَی المَحبُوبِ؛ الحدیث.[32]

 

 

[1ـ سوره البقرى (2) آیه 183 و 184: [ای اهل ایمان، بر شما هم روزه واجب گردید چنان که امم گذشته را فرض شده بود، و این دستور برای آن است که پاک و پرهیزکار شوید. روزه‌ای که بر شما مؤمنین واجب شده است در روزهای قلیلی است که به شمارش درمی‌آید؛ پس هر کدام‌ از شما که‌ مریض‌ یا در حال‌ سفر بود باید به‌ تعداد روزه‌هائی‌ که‌ در ماه‌ رمضان‌ خورده‌ است‌، قضا کند و بر کسانی که توانائی روزه گرفتن را ندارند فدیه واجب گردیده که عبارت از طعام دادن به مساکین است و هر کس بر نیکی بیفزاید این بسی بهتر است برای او؛ و البته بی‌تعلّل روزه داشتن شما را بهتر خواهد بود اگر فوائد بی‌شمار این عمل را بدانید.]

[[2]ـ  سوره یوسف (12) آیه 20: [یعنی‌ برادران‌ یوسف‌، یوسف‌ را به بهایی اندک و درهمی ناچیز فروختند و در او زهد و بی‌‏رغبتی نمودند.]

[[3]ـ سوره البقرى (2) قسمتی از آیه 185: [و هیچگاه برای شما سختی و عسرت و در مضیقه افتادن را نخواسته است.]/span>

[[4]ـ  تفسیر مجمع البیان، ج2، ص 10؛ تفسیر الصافی، ج 1، ص 219: [کسی که در سفر روزه بگیرد مانند کسی است که در وطن در ماه رمضان افطار نماید. مترجم]

[[5]ـ  تفسیر مجمع البیان، ج 2، ص 10.

[[6]ـ همان مصدر؛ تفسیر العیاشی، ج 1، ص 81، با اندکی اختلاف: [امام صادق علیه السّلام فرمودند: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در سفر روزه نمی‌گرفت نه روزه مستحبّی و نه واجب و اهل تسنن دروغ می‌بندند بر رسول خدا که آن حضرت در سفر روزه می‌گرفت. این آیه در کراع الغمیم هنگام نماز صبح بر رسول خدا نازل شد حضرت آب طلب فرمودند و روزه خود را شکستند و دستور دادند سایر افراد نیز روزه خود را بشکنند. بعضی از آنها گفتند الآن روز شده است چه خوب بود امروز را روزه می‌داشتیم. رسول خدا آنان را گناهکار نامید. و این لقب تا پایان عمر رسول خدا بر ایشان پابرجا مانده بود. مترجم]

[[7]ـ  سوره البقرى (2) آیه 286: [خداوند به صاحب‌ نفسی تکلیف ننموده ‌است مگر به مقدار قدرت و توان او.]

[[8]ـ سوره الحج (22) آیه 78: [و در أحکام و سنّت‌های دینی برای شما تکلیف سخت و دشوار قرار نداد.]

[[9]ـ سوره البقرى (2) قسمتی از آیه 185: [خخداوند پیوسته ‌برای ‌شما آسانی‌ و سهولت‌ در اوامر و تکالیف خود را خواسته است و هیچگاه برای شما سختی و عسرت و در مضیقه افتادن را نخواسته است.]

[10]ـ سوره البقرى (2)  آیه 185: [(ماه‌ رمضان‌، آن‌ ماهی‌ است‌ که‌ در آن‌ قرآن‌ فرود آمده‌ است‌، درحالیکه‌ این‌ قرآن‌ برای‌ مردم‌ هدایت‌ است‌، و در این‌ هدایت‌ دلائل‌ و براهین‌ ساطعه‌ و شواهد روشن‌ و واضح‌ است‌؛ و آن‌ کتابی‌ است‌ که‌ فارق‌ بین‌ حقّ و باطل‌ است‌.) و جدا کنندۀ‌ میان‌ راه‌ سعادت‌ از شقاوت‌، و نور از ظلمت‌ پس هر کسی دریابد ماه رمضان را باید روزه بدارد و هر کدام‌ از شما که‌ مریض‌ یا در حال‌ سفر بود باید به‌ تعداد روزه‌هائی‌ که‌ در ماه‌ رمضان‌ خورده‌ است‌، قضا کند خداوند پیوسته ‌برای ‌شما آسانی‌ و سهولت‌ در اوامر و تکالیف خود را خواسته است و هیچگاه برای شما سختی و عسرت و در مضیقه افتادن را نخواسته است تا اینکه عدد روزه را تکمیل کرده و خدا را به عظمت یاد کنید که شما را هدایت فرمود، باشد که (از این نعمت بزرگ) سپاسگزار شوید.]

[[11]ـ  التفسیر الصافی، ج 1، ص 222: [در «کافی» امام صادق از رسول خدا نقل می‌کنند که فرمودند: خدای متعال منّت نهاده است بر بیماران و مسافرین امّت من و تکلیف روزه را از بیماران و نماز تمام و روزه را از مسافرین برداشته است. آیا یکی از شما روا می‌دارد که به فردی صدقه و بخششی نموده و آن شخص آن بخشش را به شما بازگرداند؟ مترجم]]

[12]ـ همان مصدر: [در خصال از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت می‌کند که فرمودند: خدای متعال به امت من هدیه‌‌ای داده است که به هیچ یک از امّت‌های گذشته نداده و بدین واسطه امت مرا مورد کرامت خود قرار داده است. عرض کردند: آن هدیه چه چیز است؟ فرمود: افطار در سفر و نماز را قصر خواندن پس کسی که از این دستور سر باز زند هدیه الهی را ردّ نموده است. مترجم]

[13]ـ سوره البقره آیه 187.

[14]ـ  تفسیر مجمع البیان،، ج 2، ص 21.

[15]ـ قال فی الصافی، ج 1، ص 225: و فی الکافی و الفقیه و العیاشی عن الصّادق علیه السّلام أنها نزلت فی خَوّات بن جبیر الانصاری.

[16]ـ تفسیر مجمع البیان،، ج 2، ص 23: [عدیّ بن حاتم به پیامبر عرض کرد: من هنگام فجر دو ریسمان از پشم سفید و سیاه در کنار هم قرار دادم و همینطور به آنها نگاه می‌کردم و هر چه وقت گذشت رنگ آن دو را تشخیص ندادم. در این هنگام آنچنان رسول خدا را خنده گرفت که دندانهای نیش آن حضرت ظاهر شد و فرمود: ای فرزند حاتم مقصود آیه سفیدی روز و سیاهی شب است. ابتدای روزه از این وقت است. مترجم]

[17]ـ  سوره البقرى (2) آیه 45: [وو از صبر (روزه) و نماز یاری بجوئید، و این کار بسی گران است مگر بر کسانی که دلشان برای خدا خاشع باشد.]

[18]ـ سوره البقرى (2) آیه 446: [آن کسانی که می‌دانند که در پیشگاه حضرت پروردگار حاضر خواهند شد و به درگاه عزّتش رجوع خواهند کرد.]

[19]ـ سوره البقرى (2) آیه 153:: [ای اهل ایمان (در پیشرفت کار خود) صبر و مقاومت پیشه کنید و به ذکر خدا و نماز توسّل جوئید که خدا یاور صابران است.]

[20]ـ تفسیر مجمع البیان، ج 10، ص 209.

[[21]ـ سوره الإنسان (76) صدر آیه 5.

[22]ـ سوره الإنسان (76) ذیل آیه 22.

[23]ـ کیفیت ندای مسکین و یتیم و اسیر از بحار الأنوار، ج 35، ص 237، گرفته شده است: [سلام بر شما ای اهل بیت محمّد، من مسکینی از مساکین مسلمین هستم. از آنچه می‌خورید مرا نیز اطعام کنید. خدا شما را از غذاهای بهشت اطعام کند. مترجم]]

[24]ـ [در این هنگام یتیمی مقابل درب منزل آمده و طلب طعام نمود در حالی که می‌گفت: سلام بر شما ای اهل بیت محمّد، من یتیمی از ایتام مسلمین هستم. مرا اطعام کنید. خدا شما را از غذاهای بهشت اطعام کند. مترجم]

[25]ـ [و چیزی غیر از آب تناول ننمودند. مترجم]

[26]ـ [من اسیری از اسراء مشرکین هستم. سلام بر شما ای اهل بیت محمّد. شما ما را اسیر می‌کنید و ما را در بند می‌کنید و غذا نمی‌دهید؟ مترجم

[27]ـ تفسیر المیزان، ج 20 ص 132؛ تفسیر فرات کوفی، ص 521؛ تفسیر نور الثقلین، ج 5، ص 471 و 474.

[28]ـ  سوره الکهف (18) آیه 22: [ممی‌گویند که: تعداد آنها سه نفر بوده است و چهارمی آنان سگ آنهاست؛ و می‌گویند که: تعداد آنان پنج نفر بوده است و ششمی آنان سگ آنهاست؛ اینها همه گفتاری است رجماً بالغیب و بدون دلیل؛ و می‌گویند که: تعداد آنان هفت نفر بوده است و هشتمین آنها سگ آنها است. (ای پیغمبر!) بگو: پروردگار من به تعداد آنها داناتر است.]

[29]ـ  بحار الأنوار، ج 9 ص 575 طبع رحلی؛ و ج 41 ص 273 طبع حروفی: [آفرین ای فضّه ولی اگر چنانچه این مِسّ را اوّل ذوب می‌کردی سپس اکسیر بر او می‌زدی قطعاً طلای خالص‌تر و قیمتی افزون‌‌تر بدست می‌آوردی. فضّه عرض کرد: ای آقای من آیا شما هم از این علم اطّلاعی دارید؟

حضرت فرمود: بلی و حتّی این طفل خردسال (درحالیکه اشاره می‌کردند به امام حسین علیه السّلام) نیز مطّلع است. در این وقت امام حسین آمد و همان مطلب پدر را تکرار نمود.

أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: ما بالاتر از این علم را نیز می‌دانیم. در این هنگام حضرت ï ï             
با دست خود اشاره‌ای نمودند، فضّه دید که جوئی مملوّ از طلا و جواهرات زمین جاری شده است.

حضرت به او فرمودند: این طلای خود را درون این جوی جواهرات بینداز و از آن درگذر، فضّه نیز چنین کرد و آن طلا همراه سایر طلاها و جواهرات ناپدید شد. مترجم]

[30]ـ همان مصدر، ج 10 ص 26 طبع رحلی؛ و ج 43، ص 87 طبع حروفی.

[[31]ـ  همان مصدر، ج 10، ص 59 طبع رحلی؛؛ و ج 43، ص 208 طبع حروفی: [أمیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: فاطمه از من تعهّد گرفت (مرا در قبال خدا و رسولش ملزم نمود) بر اینکه اگر از دنیا برود کسی را مطّلع نگردانم مگر ام ‌سلمه همسر رسول خدا و امّ‌ ایمن و فضّه را و از مردان دو فرزندش و عبدالله بن عباس و سلمان فارسی و عمار بن یاسر و مقداد و اباذر وحذیفه را. مترجم]

[32]ـ  بحار الأنوار، ج 10، ص 59 طبع رحلی؛ و ج 43، ص 179 طبع حروفی: [پس حسن و حسین علیهما السّلام رو به مادر آوردند و گفتند: واحسرتاه حسرتی که هیچگاه بواسطۀ از دست دادن جدّمان محمّد مصطفی و مادرمان فاطمه زهراء از بین نخواهد رفت. ای مادر حسن، ای مادر حسین اگر جدّ ما محمّد مصطفی را زیارت کردی سلام ما را به او برسان و به او بگو که ما بعد از تو در این دنیا یتیم گشتیم.

أمیرالمؤمنین علیه السّلام می‌فرماید: خدا را شاهد می‌گیرم در این هنگام فاطمه ناله‌ای کرد و آهی از دل برآورد و دستان خود را باز نمود و آن دو را در آغوش خود جای داد.

در این حال ندائی از آسمان بگوش رسید که می‌گفت: ای ابوالحسن! این دو را از آغوش مادر بردار، که بخدا قسم این دو فرزند ملائکه آسمان را بگریه انداختند، حبیب مشتاق ملاقات و دیدار محبوب شده است. مترجم]
چاپ ارسال به دوستان
 
نظرسنجی
نام:    
پست الکترونیک:    
تاریخ    
موضوع:    
متن:    

کد یا نوشته ای را که در این عکس می بینید دقیقا وارد کنید

اگر در دیدن این کد مشکل دارید با مدیر سایت تماس بگیرید 
نمایش کد جدید

 
 

کلیه حقوق در انحصار پرتال متقین میباشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

© 2008 All rights Reserved. www.Motaghin.com


Links | Login | SiteMap | ContactUs | Home
عربی فارسی انگلیسی